آه از این شب های بلند...
ک تا خود استخوان رسوخ می کند...
انتظار انتظار انتظار
مدام روی ی کلمه می ایستد دوباره می نویسد...
مسخرس..
این چرخش های متولی و باز رسیدن من ب حس گس تنهایی...
انتظار انتظار انتظار
اما دریغ از خبری از سوی تو...
و من باز انتظار را می نویسم...
مسخرس..
تکرار این کلمه بیهوده...
"فاطمه مهرنور"
"مریم یزدی زاده"
پ.ن:وقتی دو تا نویسنده بشینن باهم درد و دل کنن اخرش میشه این... یه متن ادبی ترکیبی از نوشته های من و خانم یزدی زاده دوست مهربونم...❤
سی سالگی...
ما را در سایت سی سالگی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 128
تاريخ: يکشنبه
19 آذر
1396 ساعت: 21:16