آرام میروم از خیالت...
بی هیچ حرف و گلایه ای!
حتی به خدا هم نمی سپارمت
آهسته دور میشوم از تو...
از آن شهر نفرین شده ی آغوشت.
شلیکِ غرورم احساس مرا نشانه می رود
و سکوتم،هزار تکه میشود...
اما تو حواست جای دیگریست.
"مهرنور"
ما را در سایت سی سالگی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 107