تار و پودت آغشته به خاطراتیست کشنده!
که مانند موریانه از درون تو را میخورند
ذره،ذره
آهسته،آهسته
صدای قرچ قرچ جوییدنشان
خواب را حرامت میکند
تو با کرور کرور افکار درهم ریخته مچاله میشوی در خودت
چشمانت را میبندی...
کابوس شبانه به استقبالت می آید.
از خواب میپری...
حس گس وجودت حالت را بهم میزند
تو همچنان تحمل میکنی
رو به دنیا می ایستی فریاد میزنی آنقدر که صدایت در نطفه خاموش شود و دیگر نایی برای فریاد های پی در پی نداشته باشی
و نقاب بی تفاوتی را بر چهره میزنی
شکسته هایت را در آغوش میکشی و زرهی سرسخت برای خود میسازی.
رو به زندگی، خلاف جهت دوست داشتنت میدوی و از این دیار بی رحم دوست داشتن ها دور میشوی.
"مهرنور"
ما را در سایت سی سالگی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 126