کاش شازده کوچولو بودی بهت می گفتم:
دلم برای غَش غَش خنده هایت تنگ میشود
و تو دلم را به ستاره ها خوش میکردی و میگفتی آنجایی.
و بعد از ته دلت میخندیدی، دل من برایت ضعف میکرد...
حال دلم را به کدام ستاره نداشته ام خوش کنم
به کدام آسمان خیره شوم و
تو را در روشنایی سو سو ستارگان بنگرم.
عزیزکم همه این ها یک خواب آشفته بیش تر نیست، مگر نه؟
ای وای ...
از این خیال واهی...
ای وای...
"مهرنور"
سی سالگی...ما را در سایت سی سالگی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 152