باید تقویم را از نو نوشت!
ساعت را از نو اختراع کرد!
روز را به جای شب گذاشت.
و شب را به جای روز...
زمستان، گرم شود.
بهار، برگ هایش خزان شود.
تابستان، سرما تا پوست و استخوان رسوخ کند.
و پاییز...
حتی کتاب دهخدا را باید از سر نوشت!
جدایی: رسیدن به آغوش تو باشد.
تنهایی: پر از تو باشد و تو.
رفتن: آمدن تو را در دل خود داشته باشد.
خیانت: تنها سه حرف عشق را یدک بکشد.
و انتظار...
خدا حوا را باید از نو خلق کند.
قلب را در سر بگذارد کنار مغز.
چشمانش در قلب آدم.
دستانش ستون فقرات آدم.
و سیب...
"مهرنور"
ما را در سایت سی سالگی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 97